اتاق بی‌نشان در دفتر کار

مهین ۳۲ سال سن دارد و در گذشته به‌عنوان حسابدار و منشی در شرکت‌های خصوصی مختلفی کار‌ کرده و طی این سال‌ها شاهد آزار و اذیت جنسی بسیار در محیط کار بوده است. البته تا زمانی که از طرف همکارانش با این چالش‌ها و آزارها روبه‌رو بود می‌توانست با شکایت به رییس تا حدی مشکل را حل کند اما بحران اصلی زمانی شروع ‌شد که خود آقای رییس به او پیشنهاد داد. مهین با اولین برخورد آزارگونه رییس بدون معطلی محیط کارش را ترک کرد و در جستجوی کار دیگری برآمد. روزهای پیاپی در روزنامه‌ها و سایت‌ها به‌دنبال کار بود تا بلاخره با شرکتی که شرایط نسبتا مناسبی داشت تماس گرفت و قرار مصاحبه گذاشت. در جریان مصاحبه کاری همه چیز خوب پیش‌ رفت، به‌طوری که در هنگام خداحافظی رضایت در چهره مهین و رییس جدید نقش بسته بود، تا این که رییس انگار چیزی را به‌خاطر بیاورد لب گشود که: «راستی خانم شما باید در این اتاق هم باشید». رییس مهین را به سمت یک در هدایت کرد و آن را گشود. نگاه مهین مبهوت به داخل اتاق خیره ‌ماند: «در آن اتاق یک تخت دو نفره و مقداری وسایل راحتی بود! نمی­‌دانستم چطور توانست با این وقاحت این را به منی بگوید که تنها برای مصاحبه کاری به شرکت رفته بودم. اول که کاملا شوکه شدم و بعد ترس همه وجودم را فراگرفت … مانده بودم چه‌طوری می‌توانم بزنم بیرون، می‌ترسیم که هلم بدهد به داخل اتاق و تجاوز کند. نفهمیدم چطور از شرکت آمدم بیرون. بعد از آن ماجرا تا مدت‌ها جستجوی کار را کنار گذاشتم. یکی از دلایلی که همیشه مجبور می‌شدم محیط کارم را عوض کنم همین مسائل بود اما این آخری خیلی بدتر بود»

به‌طور کلی راه‌کار همیشگی مهین این بوده است که هر جا احساس می‌کرده موقعیت دارد خطرناک می‌شود از آن وضعیت دوری کند و نهایتا هم پس از ازدواجش تصمیم می‌گیرد قید کار کردن را بزند: «دیدم دیگر فایده ندارد. شانس آوردم و با یک مرد پول‌دار ازدواج کردم و رفتم کیش برای زندگی!» با این‌حال اگر دوباره مجبور بشود کار کند باز هم سعی می‌کند در موقعیت‌های این چنینی قرار نگیرد و به‌محضی که احساس کند شرایط کار ممکن است ناامن شود، محل را ترک می‌کند.

او دلیل وجود آزار جنسی در محیط کار از سوی کارفرما را چیزی جز شرایط اجتماعی نمی‌داند. مهین معتقد است مردان در جامعه امروز تنوع‌‌طلب شده‌اند و به‌ خودشان حق می‌دهند هر زنی را تجربه کنند یا دست‌کم از او بهره‌ي ببرند: «مردهای این مرز و بوم زمانی که می­‌بینند خانمی دنبال کار هست با خودشان می‌گویند که به‌ش کار بدهیم، هم از توانایی‌هایش استفاده کنیم و هم از جسم‌اش. متاسفانه الان نگاه جامعه ما به زن همین است.»

او نمی‌داند که چطور می‌شود از ایجاد و تکرار چنین موقعیت‌هایی جلوگیری کرد جز این که خود زنان باید حواسشان باشد که در چه محیطی مشغول به کار می‌شوند که البته باز هم هیچ تضمینی نیست چون کم پیش‌ می‌آید که از همان اول مشخص شود که چه انتظاری دارند و در اغلب فضاهای کاری بعد از مدتی که مشغول شدی معلوم می‌گردد که انتظارات جنسی از کارمند زن‌شان دارند.

مهین بعد از ازدواجش دیگر دغدغه‌های مالی ندارد و خود را ملزم به کار کردن نمی‌بیند. او راه‌کار نهایی را در ترک کردن بازار کار یافته است و امیداوار است هرگز دوباره مجبور نشود کار کند.

مهین تنها زنی نیست که با رضایت شخصی خود، پس از ازدواج، خود را از گردونه کار خارج می‌کند و در سایه امنیت مالی شوهر می‌آساید، اما پرسشی مطرح است که آیا این می‌‌تواند راهکاری برای همه زنان باشد؟

در جامعه فعلی بسیاری از زنان برای تامین معاش مجبور به کار کردن هستند حتا اگر متاهل باشند؛ در نتیجه از «امنیت مالی شوهر» بی‌بهره‌اند. هم‌چنین انتظار بعضی از زنان از اشتغال تنها کسب درآمد و رفع احتیاجات مادی نیست بلکه آن را ابزاری برای رسیدن به توانمندی می‌دانند. اشتغال به آنان اعتماد به‌نفس و قدرت در زندگی می‌دهد فارغ از این که مجرد باشند یا متاهل. بنابراین به‌نظر می‌رسد وجود یک محیط کاری امن حق همه زنانی است که مشغول به‌کارند،‌ حال چه انتخاب کرده ‌باشند، چه به آن تن‌داده باشند.

همچنین تاکید مهین بر این که زنان باید خودشان متوجه ناامنی‌های محیط کاری باشند و از آن اجتناب کنند، گرچه تضمینی دربرندارد اما یادآور این نکته است که آموزش به زنان می‌تواند در تحقق این امر مهم باشد. بسیاری از زنان به دلیل عدم آموزش درست در وضعیت‌های ناامن قرار می‌گیرند و توانایی خروج از آن را ندارد.

تجربه‌ی خود را با دیگران در میان بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *