بوسه‌های بی‌قانون

بنفشه ۲۸ سال دارد و وکیل دادگستری است. او دوره کارآموزی وکالت را به یاد می‌آورد که نزد یک آقای وکیل کار می‌کرد. بنفشه از نگاه‌های آزاردهنده‌ آقای وکیل و این که بدون رضایت بنفشه همیشه به او دست می داد و از همه بدتر گونه‌هاش را می‌بوسید رنج می‌برد. و زمانی که بنفشه مودبانه و آرام از او درخواست می‌کرد: ‌«لطفا این‌کار را نکنید» نه‌تنها تغییری در رفتار وکیل صورت نمی‌گرفت بلکه در توجیه خود به بنفشه می‌گفت: «من شما را مانند دخترم دوست دارم». درحالی‌که آقای وکیل فقط ۵ سال از بنفشه بزرگتر بود و یک دختر ۳ ساله داشت. او بنفشه را مطمئن می‌کرد که «من به تو نگاه جنسی ندارم. تو را دوست دارم مانند فردی که زیبایی یک گل را تحسین می‌کند».
بنفشه با به یاد آوردن آن روزها افسوس می‌خورد که در آن برهه زمانی منفعلانه عمل می‌کرده است. البته او علت رفتار منفعلانه‌اش را به احساس نیازی نسبت می‌دهد که به خاطر موقعیت‌ش به‌وجود آماده بود: «از لحاظ علمی و تایید برگه‌های وکالت‌نامه‌ام به او نیاز داشتم و صد البته عدم اعتماد بنفس کافی من باعث می‌شد که نتوانم محکم‌تر و قاطعانه‌تر برخورد کنم». بنفشه معتقد است که تربیت خانوادگی صحیح و در نتیجه اعتماد به نفس کافی نداشته است. درکودکی مادرش به او آموخت که سکوت کند و اصولا دنیا بی‌ارزش‌تر از آن است که بخواهد مدام با مردم در جنگ و ستیز باشد. بنفشه‌ می‌گوید: «به نظرم این مسئله باعث منفعل بودن شخصیت من شده. مضافا بر این که بنده اصولا فرد بسیار آرامی هستم و تا جایی که ممکن باشه در مورد مسایل مربوط به شخص خودم با افراد کنار میام. به عقیده من یک علت اساسی و مهم در پیش آمدن این رخدادها ملایم بودن بیش از حد و عدم وجود اعتماد به‌نفس کافی در درون من است. به نظرم مشکل اصلی خودم بودم و هستم؛ این که من عادت نکردم که حقوق خودم را با صدای بلند مطالبه کنم».
گذر زمان باعث شده بنفشه رویکرد متفاوتی پیدا کند. او تصور می‌کند که «اگر دوباره به آن موقعیت برگردم قاطعانه به آن آقا تذکر می‌دهم که لطفا این‌کار را انجام ندهید. دلم می‌خواهد جسارت آن را داشته باشم که به او بگویم به کانون وکلا اطلاع خواهم داد اما هنوز هم این جسارت در موجود من نیست.»
از نظر بنفشه این رفتار گستاخانه آقای وکیل به تربیت نادرست او در کودکی باز می‌گشت که نیاموخته بود احترام به زن چیست و آداب لازم برای برقراری ارتباط با یک خانوم را نمی‌دانست. همچنین فرهنگ عمومی زن‌ستیز جامعه به آقای وکیل این حق را می‌داد که به او تعرض کند. از سوی دیگر بنفشه خود را دختری می‌داند که آرایش ظاهری را دوست دارد و می‌خواهد همیشه آراسته‌ به‌نظر برسد و از نظر رفتاری نیز یک انسان زودجوش و صمیمی است و این باعث می‌شده که وکیل دچار سوء برداشت شود.
بنفشه اعتراف می‌کند: «من هیچ راهکاری درباره عوض کردن طرز تفکر آن آقا و جامعه ندارم اما به نظرم خودم باید محکم‌تر برخورد کنم و یاد بگیرم که این طرز تفکری که جنسیت مهم نیست و مهم انسانیت و جوهره وجودی ماست را در جامعه اجرا نکنم گرچه شدیدا به آن معتقدم».

تجربه بنفشه بار دیگر از آزارهای جنسی زنان در محیط کار که توسط فرد مافوق صورت می‌گیرد و زنان را وادار به سکوت می‌کند حکایت دارد؛ و دوباره ضرورت راهکارهای چندگانه را برای ما برجسته می‌سازد که:
اولا اقدامات فرهنگی و آموزشی برای جلوگیری از آزار جنسی به‌شدت ضروری است. این اقدامات می‌تواند از طریق رسانه‌های رسمی،‌ فضای مجازی، بروشورها، کتابچه‌ها و درنهایت کارگاه‌های آموزشی صورت گیرد. در مرحله اول باید آزارهای جنسیتی و جنسی تعریف شوند و در مرحله دوم باید به افراد آموخت چگونه می‌توانند در مقابل آن بیاستند. بی‌شک،‌ افزایش اعتمادبه‌نفس در زنان و توانایی «نه» گفتن یک گام کلیدی برای کاهش و مقابله با انواع آزارهای محیط کار است. اما این باری نیست که به‌تنهایی بر دوش زنان باشد و مردان نیز باید نقش فعالانه‌ای برای کاهش این خشونت‌ها ایفا کنند. احترام گذاشتن به پوشش و ظاهر زنان و تلقی درست داشتن از آزادی‌های فردی یکی از مواردی است که به کاهش این خشونت‌ها کمک می‌کند. مردان باید همواره درنظر داشته باشند که این یک «چراغ سبز» نیست!
دوم: ضرورت تقویت نهادهای نظارتی و معرفی‌ آن‌ها به‌عنوان نهادهای مرجع و تاثیرگذار می‌تواند یک عامل بازدارنده مهم باشد. زنان باید در محیط‌هایی که مشغول کار هستند این نهادهای نظارتی مانند حراست را بشناسند و با مراجعه به‌ آن‌ها حد و حقوق ممکن خود را بهتر درک کنند. به‌نظر می‌رسد حتا تهدید به شکایت به این نهادها تاثیر مثبتی خواهد داشت و فرد متعرض را متوقف خواهد کرد.
سوم: گاهی مداخله یک فرد سوم مانند همکار می‌تواند جو آسیب‌زا را بشکند و حمایت‌های نامحسوسی را متوجه فرد قربانی سازد.
درنهایت آنچه باید گفت این است که تلاش برای تغییر نگرش در جامعه نسبت به آزار جنسی زنان هنوز راه درازی در پیش دارد.

تجربه‌ی خود را با دیگران در میان بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *