فراتر از جنسیت

مهناز 33 سال دارد، او به‌عنوان معاون آموزشی مدرسه ابتدایی 5 سالی است که مشغول کار است و در دو سال گذشته توانسته بیمه شود. مهناز از تجربه عدم پرداخت به‌موقع حقوق معلمان و کادر اجرایی در یک مدرسه غیرانتفاعی صحبت می‌کند: «مدیر مدرسه که یک زن بود رسما به ما می‌گفت شما زن هستید،‌ خرج زندگی نمی‌دهید که نیاز داشته باشید». او در این مدرسه بارها حقوقش به تعویق افتاده بود و حتا یک بار تا نُه ماه حقوقی دریافت نکرد که این زمان معادل یک سال تحصیلی کامل است. مهناز تاکید می‌کند «اگر اولیا شهریه نمی‌دادند ما بدبخت می‌شدیم. مدیر مدام تهدید می‌کرد که حقوق نمی‌دهم، عملا هم نمی‌داد اما اعصاب‌مان را هم خرد می‌کرد». مهناز به‌خاطر سمتش در مدرسه شهریه‌های دانش‌آموزان را دریافت می‌کرد و کاملا در جریان پرداخت‌های مالی مدرسه بود. دو سوم شهریه‌ها در تابستان جمع می­‌شد و به حساب مدرسه واریز می­‌گشت و سود خوبی به آن تعلق می­گرفت، اما هنگام دادن حقوق مدیر همیشه بدقولی می‌کرد. این شرایط برای همه کادر آموزشی و اجرایی برقرار بود. او و همکارانش بارها به این شرایط اعتراض کردند اما جواب مدیر مشخص بود: «می­‌توانید بروید نیروی کار زیاد است». مهناز دو بار تصمیم‌ گرفت که کارش را رها کند اما به اصرار سایر همکارانش تا پایان سال تحصیلی باقی ‌ماند تا دانش‌آموزان ضربه نخورند اما نهایتا بعد از دو سال، دیگر قادر به تحمل چنین شرایطی نبود و آن مدرسه را ترک کرد.

این‌ها در حالی بود که میزان حقوقی پرداختی بسیار پایین‌تر از حد تعریف شده قانون کار بود. مهناز با گلایه می‌گوید: «بدبختی این است که این‌ها حقوقی خیلی پایینی هم می‌دهند. در حال حاضر جایی که کار می‌کنم بیمه‌ام کرده ولی کلا مدارس غیرانتفاعی الان برای معاون آموزشی چیزی حدود سیصد هزار تومان یا حتا کمتر‌ پرداخت می‌کنند و کسی را هم بیمه نمی­‌کنند».

مهناز به‌دلیل نسبت خانوادگی با مدیر، در زمان دریافت حقوق نسبت به دیگران اولویت داشت. حتا سایر همکارانش که حاضر به تحمل شرایط نامنصفانه کار نبودند بدون آن که آخرین حقوق خود را دریافت کنند، محل کار را ترک کردند. البته مهناز به‌خاطر همان نسبت خانوادگی توانست حقوق آخر خود را دریافت کند.

مسئله دیگر مهناز هم در محیط کار قبلی‌اش و هم در محیط کار فعلی، مسئله پوشش است. گرچه طبق قانون پوشش چادر اجباری نیست اما او ملزم به رعایت آن بوده است: «به خاطر مدرسه مجبور بودم پوششم چیز دیگری باشد. حتی چون می‌آیند و از همسایه‌ها تحقیق می‌کنند مجبورم رعایت کنم . البته الان چند تا پروژه در یک بنیاد فرهنگی برداشتم که کار تحقیقاتی است. به خاطر شرایط محیط کار آن‌جا هم مجبورم چادر سرم کنم و خیلی مراقب حجابم باشم، یک تار مو هم نباید پیدا باشد، مواظب خنده‌هایم هم باید باشم! کارش را دوست دارم ولی از شرایط کاری‌ش متنفرم. ممکن است همین جا استخدامم کنند و دیگر نوع حجابش می‌شود مادام العمر! می‌دانم که قانونا نباید این‌قدر سخت بگیرند اما می­‌گویند عرف اینجا همین است و اگر اعتراضی داری برو جای دیگر».

مهناز از فشارهای نامتعارف کاری و فضای ناعادلانه محیط‌های شغلی خسته است. با آن که در حال حاضر محیط کارش بهتر شده اما هر روز به این فکر می‌کند که دیگر سر کار نرود. حتا یک سال هم از کار کردن دست کشید. اما ماندن در خانه و بیکاری هم مشکلات خاص خودش را داشت. او احساس می‌کند نیاز دارد با جامعه در ارتباط باشد و نقش مفیدی در بیرون از خانه ایفا کند. همچنین کار کردن به قدرت اقتصادی هر فرد کمک می‌کند برای همین مهناز هنوز ترجیح می‌دهد کار کند.

به نظر مهناز در بیشتر مشاغل تعریف‌شده در جامعه ما، مخصوصا اگر به صورت آزاد و در مراکز خصوصی باشد، فرد به‌صرف زن بودن مجبور است بسیاری از چیزها را تحمل کند. تجربه مهناز به ‌او آموخته است هر چقدر که به کارفرما اعتراض شود، فایده‌ای ندارد و چاره‌ای جز ترک محیط‌های ناعادلانه کار نیست.

در اغلب تجارب زنان از محیط کار موارد است که معمولا تکرار می‌شود:‌ دستمزدهای پایین، به‌تعویق انداختن پرداخت حقوق، کنترل پوشش و جواب‌های سربالای کارفرمایان که همه این موارد به‌صرف زن بودن توجیه می‌شود. به‌عبارتی باید گفت معمولا زنان به‌تنهایی با یک پدیده فساد جنسیت‌محور دست و پنجه نرم نمی‌کنند، بلکه هم‌زمان درگیر مسائل مختلف‌اند. نکته‌ دیگری که در تجربه مهناز حائز اهمیت است آن است که فساد جنسیت‌محور به کارفرمایان مرد محدود نیست و هر جا که حرف از سود است و پای انصاف و عدالت بریده شده،‌ می‌توان آن را مشاهده کرد.

برای مقابله با وضعیت‌های این چنینی چاره‌ای جز این نیست که فرد به کارفرما اعتراض کند و اگر نتیجه‌ای نگرفت محیط کار را ترک نماید و سپس مطالبات خود را از طریق قانون کار پیگیری کند. اغلب کارفرمایان افراد را مجاب می‌کنند که حقوق‌شان را پرداخت خواهند کرد اما این معمولا تکنیکی است که فرد را بیشتر در موقعیت نگه‌ دارند تا سود بیشتری کسب کنند. همچنین افراد معمولا از ترس از دست دادن کار چند سالی را در شرایط ناعادلانه سپری می‌کنند، به امید آن که بالاخره روزی به حقوق خود برسند اما نهایتا به این نتیجه می‌رسند که تغییری در وضعیتشان روی‌ نداده است و کاش زودتر محیط کار را ترک کرده بودند. نباید فراموش کرد گرچه متقاضی کار زیاد است اما تغییر زود‌به‌زود کارکنان مخصوصا در مشاغل تخصصی برای کارفرمایان هزینه‌بردار است و جایگزین کردن فرد جدید می‌تواند با سختی همراه باشد. همچنین قوانین کار معمولا حامی کارکنان و کارمندان است و پیگیری مطالبات از طریق آن می‌تواند سودمند باشد.

با این‌حال اقدامات در سطح کلان به‌شدت ضروری به‌نظر می‌رسد و لازم است نظارت بیشتری بر اعمال قوانین در محیط کار صورت گیرد. همچنین باید شفافیت و بازخوانی در برخی قوانین از جمله در حوزه پوشش زنان که اسباب سوءاستفاده بسیاری از کارفرمایان را فراهم می‌آورد، صورت گیرد.

  تجربه‌ی خود را با دیگران در میان بگذارید

2 دیدگاه برای «فراتر از جنسیت»

  1. عالی
    انگار تجربه دوساله خودم را مرور کردم.
    البته برای من که کار ثابت دفعه اولم بود محیط کارم برایم بت شده بود. بنظرم پرداخت های کم و و با تاخیر باعث می شود فرد مانند فرد گرسنه شود که همیشه چشمش محتاج غذاست و کم کم شخصیتش و ارمان و ارزوهایش را هم فدا می کند . من خدا را شاکرم که به پشتوانه برادرم که مقداری پول برایم واریز کرد و من خیالم راحت شد که دست کم دو ماه بعد از بیرون آمدن از کارم خرج روزانه ام را دارم و همچنین پایبندی خودم به سلامتیم که هنوز ان را در اولویت اول می دانستم و بعد از تذکر دکتر، تصمیم قطعی گرفتم و محیط کارم را ترک کردم. روند بهبودی به من نشان داد که اینقدر هام زندگی با مینیمم ها بد نیست اتفاقا برای من نوعی بهتر از کار کردن با ان شرایط و حالت گاها خرید با ان پول ها بود. من دفعه بعد که سر کار بروم محیط کارم برایم بت نیست. و حقوقم را شفاف مطالبه می کنم نشد راحت در جای دیگری میجویم، حتی چندماهی هم می توانم در خانه باشم. تجربه در خانه ماندن من با سخای همراه نبود تازه خیلی هم شیرین هست. من طعم رشد شخصی، برگشتن عزت نفسم و اعتماد به نفسم، حرمت شخصی و بهبود سلامتیم را ذره ذره، در حال چشیدنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *