مردانه کردن اشتغال

به بهانه انتشار آمار جدید اشتغال و بیکاری مرکز آمار ایران و نیز در آستانه بررسی لایحه برنامه ششم توسعه در مجلس شورای اسلامی، سایت ایران و جهان، گفتگویی را با فاطمه حسینی، کارشناس ارشد مالی و اقتصادی، که چند سالی است بررسی‌های خود را بر نقش اجتماعی و اقتصادی زنان در توسعه اقتصادی ایران متمرکز کرده است، صورت داده است. این گفتگو که برای روشن شدن چالش‌های ایفای نقش فعال زنان در روند توسعه کشور صورت گرفته است با عنوان «مردانه‌کردن اشتغال؛ میراث شوم دولت مهرپرور» در ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۴، منتشر گردیده است. در زیر، متن این گفتگو را که توسط «اتاق کارم کوچک است» بازنشر شده است، می‌خوانید.

 

اخیرا مرکز آمار ایران نتایج آمارگیری نیروی کار در پاییز سال جاری را منتشر کرده است، به نظر شما مهمترین ویژگی این گزارش چه بود؟

افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان تا ۱۳.۲ درصد خبر امیدوارکننده بود که این گزارش داشت. چون متاسفانه در سال های اخیر شاهد نزول معنادار نرخ مشارکت زنان بودیم. با وجود تبلیغاتی که دولت گذشته در جلب و جذب مشارکت اقتصادی زنان انجام می داد، آمار رسمی مرکز آمارایران نشان می دهد که در فاصله سال‌های ۸۴ تا تابستان ۱۳۹۳حدود هفت درصد کاهش یافته و به  ۱۱.۷ درصد رسیده بود. این در حالی بود که طی سال های فعالیت دولت اصلاحات، یعنی در فاصله سال‌های ۱۳۷۶تا ۱۳۸۴نرخ مشارکت اقتصادی زنان از حدود ۱۰درصد به بیش از ۱۷ درصد افزایش یافته بود. حالا هم تنها در فاصله یک سال، این نرخ ۱٫۳ درصد افزایش یافته است.

به نظر شما این رشد نرخ مشارکت اقتصادی زنان تا چه مهم است که از آن به عنوان ویژگی گزارش اخیرمرکز آمار ایران یاد می‌کنید؟

نرخ ۱۱.۷ درصدی به این معنا بود که از هر ۱۰۰ زن حدود ۸۸ زن در خانه مانده‌اند. این نرخ نسبت به توانمندی زنان ایرانی که هم اکنون گرایش بیشتری به تحصیلات عالی نسبت به مردان دارند و نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، بسیار پایین است. گذشته از این چرا باید از ظرفیت ۵۰ درصدی زنان در سرمایه انسانی کشور برای توسعه بهره‌گیری نشود؟ این در حالی است که نرخ مشارکت اقتصادی در میان مردان بیش از ۶۳ درصد و نزدیک به میانگین‌های جهانی یعنی ۶۵تا ۷۰ درصد است، اما متوسط نرخ جهانی مشارکت زنان حدود ۴۵درصد است. این تفاوت فاحش نرخ‌ها به معنای مردانه کردن اشتغال در جامعه ماست.

تعبیر شما از مردانه کردن اشتغال با آمار بیکاری نیز مطابقت دارد؟

مطابق همین گزارش اخیر مرکز آمار ایران نرخ بیکاری مردان ۹درصد ولی نرخ بیکاری زنان ۱۸.۹ درصد است. همچنین در فاصله سنی ۲۰ تا ۲۴سال، نرخ بیکاری مردان ۲۲ درصد و نرخ بیکاری زنان ۴۵.۸ درصد است.

تبعات این به اصطلاح مردانه کردن اشتغال چه بوده و تا چه حد قابل ارزیابی است؟

به هر حال بدیهی است که مردانه کردن اشتغال موجب گسترش فقر در میان زنان می‌شود. کتمان نمی‌توان کرد که در حال حاضر، بنابر آمار غیر رسمی حدود ۲.۵ میلیون و بنابر آمار رسمی ۱.۴ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد و سالانه ۶۰ هزارنفر به آن اضافه می‌شود، که دلیل عمده آن اوج‌گیری نرخ طلاق طی سال‌های اخیر بوده است. به عبارت دیگر، مطابق اعلام مقام‌های رسمی، طی ۱۰ سال گذشته تعداد خانواده‌های دارای سرپرست زن نسبت به مردان ۵۸ درصد افزایش داشته است، همچنین گفته می‌شود که حدود ۸۰ درصد این زنان سرپرست خانوار هم فاقد شغل و درآمد هستند و فقیر محسوب می‌شوند. همچنین ما با نرخ ۳۰ درصدی مجردی جوانان مواجه هستیم. لذا مردانه کردن اشتغال در عمل موجب گسترش حضور زنان در بخش‌های غیررسمی اقتصاد و نیز افزایش آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن خواهد بود. آمارها در این زمینه معمولا در دولت گذشته محرمانه تلقی می‌شده ولی بنابر ادعای بسیاری از جامعه‌شناسان، آسیب‌های اجتماعی در ایران طی سال‌های اخیر، بسیار زنانه شده است. به نظر من علت‌العلل این رخداد، خانه‌نشین کردن زنان در دولت قبل بوده است که برخلاف تبلیغات ظاهری مهرپروری و عدالت گستری با تصویب محدودیت‌های جنسیتی برای مشارکت زنان بود.در حال حاضر برای این که روند رو به بهبودی که دوباره برای

افزایش مشارکت زنان آغاز شده متوقف نشود و بتوان از آن به تعبیر شما در مسیر تسریع روند توسعه کشور بهره برد، چه باید کرد؟

با وجود شکل‌گیری سرمایه انسانی تحصیلکرده در میان زنان ایرانی، افزایش مشارکت اقتصادی زنان می‌تواند با توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه زنان تحصیلکرده و با جذب زنان سرپرست خانوار میسر شود. به گواه گزارش مرکز آمار ایران ۵۴.۳ درصد از اشتغال زنان در حوزه خدمات است. در حالی که این نرخ برای مردان ۴۹ درصد است. لذا زنان با توجه به توانمندی‌های خود در مشاغل خدماتی کارآمد هستند که به‌ویژه در زمینه ارائه خدمات پزشکی، خدمات بازرگانی و مالی، مشارکت مطلوبی دارند. یکی از راهکارهای توسعه مشاغل خدماتی بانوان گسترش حضور آنها در بخش رو به توسعه ICT است، گسترش خدمات این حوزه می‌تواند زمینه اشتغال خوبی را برای بانوان فراهم کند. اما بی‌تردید توسعه بخش خدمات منوط به توسعه دیگر بخش‌های اقتصادی مانند صنعت و کشاورزی است. همچنین توسعه بخش خدمات بدون توسعه دیگر بخش‌های اقتصاد یک کشور، در واقع به معنای رشد دلالی و واسطه‌گری است که منجر به اشتغال پایدار نخواهد شد.

به نظر شما نقش دولت در تحقق مطالبات اقتصادی و شغلی زنان چیست؟

طبیعتا برای تحقق اشتغال بالایی که زنان همزمان با صعود نرخ مشارکت اقتصادی مطالبه خواهند کرد نمی‌توان از دولت و سرمایه‌گذاری دولتی صرفا انتظار داشت، کما این که تجربه دولت قبل هم نشان داد که ایجاد اشتغال از سوی دولت در نهایت می‌تواند منجر به ایجاد حدود ۶۰۰ هزار شغل طی ۸ سال شود، آن هم در شرایطی که پردرآمدترین دولت تاریخ ایران روی کار بود. لذا دولت باید زمینه‌های توسعه کارآفرینی در میان زنان را چه در قالب بخش خصوصی، تشکیل تعاونی‌ها و نیز بهره‌گیری از توان آموزشی تشکل‌های مردم‌نهاد، گسترش دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *