پایاب‌های ناپایدار

ملیکا ۳۲ سال سن دارد و دانش‌آموخته جمعیت‌شناسی است. او ۵ سالی است که به شکل قراردادی مشغول تدریس در دانشگاه است، گرچه حق‌التدریس‌اش چندان زیاد نبود اما توانسته بود به عنوان مدیر گروه به درآمد مطلوب برسد و از طرف دانشگاه خود را بیمه کند. بی‌شک این یک موقعیت کاری دلخواه را کمتر کسی از دوستان و همکاران هم‌رده او توانسته بودند کسب کنند. اما این وضع مطلوب چندان پایدار نمی‌ماند و ملیکا یک روز متوجه می‌شود که بیمه‌ او قطع گردیده است. وقتی دلیل این کار را می‌پرسد در جواب می‌شنود که به جز او کسی در کل دانشگاه بیمه نیست و به همین دلیل دانشگاه از ادامه این فرایند منصرف شده است. دیری نمی‌پاید که ملیکا اصل ماجرا را متوجه می‌شود:‌ «بعد متوجه شدم به من دروغ گفتند. آن‌ها یک آقای دیگر را به جای من به‌عنوان مدیر گروه معرفی کردند و برای آن که او را بیمه کنند، بیمه من را قطع کرده ‌بودند. خیلی ناراحت شدم گفتم من ۴ سال این‌جا برای این رشته زحمت کشیدم. با آرامش تمام که انگار چیزی نشده باشد گفتند: این همکار آقا برای سابقه کاری‌ش احتیاج به بیمه دارد. به همین راحتی من را از بیمه محروم کردند». ملیکا که به‌شدت از این برخورد دانشگاه سرخورده شده بود،‌تصمیم‌گرفت فقط به تدریس در آن دانشگاه ادامه دهد و دیگر درگیر فضای آن دانشگاه و مسائل رشته نشود.

او دلیل این ماجرا را تنها در آن می‌داند که آقای رییس دانشگاه باور داشت خانم‌ها احتیاج نیست بیمه داشته باشند و خانواده آن‌ها را حمایت می‌کند.

ملیکا بعد از قطع شدن بیمه‌اش نتوانست آن را از جای دیگر پیگیری کند: «راستش جای ‌دیگری را نداشتم که بخواهم بیمه‌م را از آن‌جا رد کنم. به این هم فکر کردم که به بیمه شکایت کنم اما به‌ نتیجه‌ای نرسیدم. چون فکر می‌کنم دانشگاه کلی جواب‌ و توجیه دارد که به بیمه تحویل دهد. مثلا این خانم کارش خوب نبوده. ضمن این که اگر بخواهم از دانشگاهی که تدریس می‌کنم شکایت کنم دیگر نمی‌توانم آنجا درس بدهم. آن هم با وضعیت کاری الان». ملیکا که اکنون به طور جدی درگیر فرایند مهاجرت است از پیگیری کار بیمه خود منصرف گشته است.

تجربه ملیکا یک بار دیگر یادآور تاثیر فرهنگ مردسالار بر اشتغال زنان است و این که چگونه باورهای سنتی زنان را از امتیازاتشان در محیط کار محروم می‌سازد. در چنین محیطی حتا اگر فرد یک زن شایسته و دارای موقعیت مطلوب باشد هیچ تضمینی نیست که آن را به خاطر جنسیت‌ش از دست ندهد. از این رو،‌ فعالیت فرهنگی در این زمینه بسیار ضروری به‌نظر می‌رسد.

همچنین باید نام سازمان‌ها و نهادهایی که به‌طور آشکاری حقوق افراد را با توجه به جنسیت‌شان پایمال می‌کنند،‌ معرفی و فاش‌سازی نمود تا امکان سوءاستفاده‌های بیشتر از افراد ممکن نباشد.

ازسوی دیگر، در شرایط فعلی یکی دیگر از راهکار مناسب برای ملیکا شکایت به بیمه و پیگیری بیمه‌ش بر اساس قانون کار بوده است. کارفرما نمی‌تواند بدون دلیل بیمه کارگری که مشغول کار است را قطع نماید و آشکارا این خلاف قانون است.

تجربه‌ی خود را با دیگران در میان بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *