پوتین‌های بی‌صدا

امیر 29 سال سن دارد و به‌عنوان مدرس دانشگاه مشغول به کار است. او از خدمت سربازی‌اش در دو سال پیش، در نیروی انتظامی، یاد می‌کند که چگونه شاهد تبعیض‌های جنسیت‌محور و نیز فسادهایی علیه زنان در محیط کارش بوده است: «خاطرم هست دو زن در اداره‌ی پلیس خراسان با ما همکار بودند. معمولا همان طور که در جهان مرسوم است، می‌بایست کسانی که درجه‌ی پایین‌تری دارند به درجه‌داران و افسران بالارده‌تر احترامات لازمه نظامی را گذاشته و رعایت سلسله مراتب را بکنند. من بارها شاهد این نکته بودم که متاسفانه این احترامات از سوی برخی سربازان و درجه‌داران و افسران پایین‌رده اداره نسبت به آن دو زن که هر دو بالارده محسوب می‌شدند، رعایت نمی‌شد. موضوع دیگر این بود که این زنان مدام توسط رئیس اداره به بهانه‌های گاه بی‌جا احضار شده و بازخواست می‌شدند. وی که یک سرهنگ بود، مدام داد و بی‌داد می‌کرد و آن‌ها هم چون راهی نداشتند، و در خود احساس ضعف می‌کردند زیر گریه می زدند! در این لحظه رئیس آرام می‌شد و رهایشان می‌کرد!» امیر بُعد دیگری از این تبعیض را ذکر می‌کند «هر روز کار کارمندان و نظامیان مردی که در آنجا خدمت می‌کردند همین بود که با انواع روش‌های زبانی هنگام صبحانه خوردن یا کار به حرف زدن‌های رکیک و مسخره در خصوص این بانوان همکار خود بپردازند! مثلا مدام بگویند که: اصلا زن چرا باید کار کند؟ زن را چه به این کارها؟ می‌دانید چقدر این زن با بچه‌اش مشکل دارد؟ می‌دانید به کارهای خانه‌اش اصلا نمی‌رسد؟ فکر می‌کنید دیشب با شوهرش چه کار جنسی‌ای داشتند انجام می دادند؟»

از نظر امیر مردان اداره به دلیل تفکرات و عرف سنتی‌ای که وجود داشت، بسیار برایشان سخت بود که به زنان مافوق خود احترام بگذارند. وقتی وارد اتاق می‌شدند به زنان مافوق هیچ احترامی نمی‌کردند و این سبب عصبانیت و رنجش این زنان می‌شد. امیر گمان می‌کند این مثال و مصداقی از یک فساد و تبعیض جنسیت محور بود که  علیه زنان انجام می‌شد؛ چون بالارده‌ها این حرمت را نسبت به زنان رعایت نمی‌کردند، پایین‌ردگان نیز بی‌احترامی می‌نمودند. فرمانده مربوطه، این زنان را انقدر اذیت می‌کرد که درنهایت از اداره فرار کردند و به بخش دیگری منتقل شدند.

جو حاکم در آن محیط نظامی که آشکارا زن‌ستیز بود و اسباب سوءاستفاده افراد را فراهم آورده بود، امیر را برمی‌انگیزد تا کاری کند. او با توجه به موقعیت موقتی خود در نهاد مربوطه از اقدامی ساده اما عملی و موثر شروع می‌کند و به طرفداری از مافوقان زن هر وقت به اداره می‌رفت، عمدا و با صدای بلند به آنها احترام می‌گذاشت و اوامرشان را رعایت می‌کرد؛ کاری که باعث رنجش همکاران مَردش شده بود و آنها را عصبی می‌کرد. اما چیزی که موجب تعجب امیر بود واکنش زنان مافوقش بود: «حتی خود این زنان می‌گفتند که لازم نیست احترام بگذاری!»

گرچه شاید اقدام امیر، یعنی همان احترام نظامی گذاشتن به زنان مافوق، امری ساده به‌نظر برسد اما او به‌خاطر همین اقدام ساده و البته کاملا قانونی بارها توسط رئیس‌اش احضار و بازخواست شد که چرا نظم محیط کار را به هم ریخته است! او حتا تهدید شد که به مناطق بد آب و هوا تبعید خواهد شد. فرمانده عقیده داشت که باید توازن بین نیروها حفظ شود و ناراحتی مردان نسبت به زنان محیط را متشنج می‌کند. هم‌چنین امیر توسط برخی همکاران هم‌رده‌اش مورد تمسخر قرار می‌گرفت که چرا به یک زن احترام نظامی گذاشته است؟!

امیر تصور می‌کند اگر دوباره به آن موقعیت برگردد باز هم سعی می‌کند با جدیت یا حتا بیشتر همان احترامات را رعایت کند. حتا این بار تلاش خواهد کرد تا زنان مافوق را متقاعد کند که پایین‌رده‌ها را به دلیل عدم رعایت سلسله مراتب بازخواست کنند! به‌نظر امیر شکستن فضای مردانه‌ی محیط‌های نظامی که با حضور پررنگ‌تر زنان ممکن می‌شود، می‌تواند از خشونت محیط کار بکاهد و محیط کار را لطیف‌تر نماید. برای همین ضروری است تا با وجود چنین هنجارهای ناپسندی در محیط‌های نظامی مقابله کرد و تا جایی که ‌می‌توان دست به تغییر زد.

اما از نظر امیر این کافی نیست. برای آن که دیگر شاهد این رفتارها علیه زنان در محیط‌های کاری و به‌ویژه نظامی نباشیم باید به آگاهی‌بخشی مداوم در محیط کار پرداخت. ابتدا باید روسا را مخاطب قرار داد تا نگرش برابری نسب به زنان رده‌های‌‌پایین‌تر خود پیدا کنند؛ سپس توسط آنان رده‌های دیگر ترغیب شوند تا به رعایت اوامر مافوقان زن بپردازند. هم‌چنین، باید به خودِ زنان بالارده هم اعتماد به نفس داد.

مشاهدات و تحلیل‌های امیر به‌عنوان مردی که علیه فساد جنیست‌محور در محیط کاری خود اقدام و مقابله کرده است، راه‌کارهای همیشگی را یادآور می‌شود. افزایش اعتماد به نفس زنان و انتظار آنان از دیگران که جایگاه‌شان را درک کنند و بپذیرند احتمالا اولین گام ما برای مقابله با انواع فساد جنسیت‌محور خواهد بود. از سوی دیگر همراه کردن مردان در محیط کار می‌تواند قدم بزرگی در تغییر فضا و مقابله با این پدیده باشد. هم‌چنین، بی‌شک اشاعه یک نگرش برابرخواهانه در جامعه خود  یک عامل بازدارنده است. برای همین همان طور که امیر اشاره کرد باید روسا، کارفرمایان و سایر افراد داری موقعیت‌ها و سمت‌های رسمی را هدف قرار داد تا تغییر نگرش لازم صورت گیرد.

تجربه‌ی خود را با دیگران در میان بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *