چرا باید بر فساد جنسیت‌محور تاکید کنیم؟

مطالعه فساد جنسیت محور در محیط کار به ما نشان می‌دهد که با انواعی از فساد جنسیت‌محور مواجه‌ایم که دست‌کم به‌شکل‌های زیر دیده می‌شود:

  • اخراج بیشتر زنان در جریان تعدیل نیروی کار
  • استخدام زنان با دستمزد پایین‌­تر از حقوق رسمی قانون کار
  • وجود انتظارات جنسیتی در کنار انتظارات شغلی
  • مانع‌تراشی برای مدیران زن
  • احتمال استخدامی کم­تر در مقایسه با رقیب مرد
  • رشوه جنسی
  • کنترل پوشش زنان بنا به سلیقه کارفرما
  • انواع آزارهای جنسی از سوی کارفرما
  • ندادن حقوق و مزایای زنان شاغل

این فهرست را می‌توان به مرور زمان و در دیدن تجارب بیشتر زنان کامل‌تر کرد؛ چرا که متاسفانه فساد جنسیت‌محور در قالب‌های مختلف خودنمایی می‌کند اما چیزی که در این میان ثابت می‌ماند آن است که در همه این موقعیت‌ها کسانی هستند که از سمت رسمی و شغلی خود سوءاستفاده می­‌کنند و زنانی را به خاطر جنسیت­‌شان قربانی می‌سازند.

از سوی دیگر، ظاهرا همه این مصادیق یادآور دیگر مفاهیمی هستند که می‌شناسیم مانند آزار جنسی در محیط‌های رسمی، تبعیض جنسیتی یا خشونت جنسیتی. سوال این‌جاست چرا درحالی که به این موارد تحت عناوین ذکر شده می‌توان پرداخت اصرار داریم که از کلیدواژه «فساد جنسیت‌محور» استفاده کنیم؟

قطعا «فساد جنسیت محور» می‌تواند شکل انواع آزار جنسی به خود بگیرد یا تبعیض و خشونت جنسیتی تلقی گردد اما مد نظر ما تنها نوعی خاصی از این آزار، خشونت یا تبعیض است که راهکار خودش را دارد.

زمانی که «آزار جنسی» در محیط کار از سوی همکاران باشد می‌توان به فرد مافوق گزارش داد اما شکایت از رییس یا کارفرما را به چه کسی می‌توان کرد؟ آیا یک مرجع نظارتی وجود دارد که منبع حمایتی قربانیان آزار جنسی باشد؟ شواهد و قوانین نشان می‌دهد که در مراکز دولتی این امکان فراهم است اما در مراکز خصوصی و یا شبه خصوصی به زحمت می‌توان شکایت کرد یا آن را به ثمر نشاند. بنابراین فساد جنسیت‌محور نوع خاصی از «آزار جنسی» را مد نظر دارد که از سوی مافوق صورت می‌گیرد و به‌دنبال یافتن راهکاری مناسب برای این وضعیت است.

همچنین گرچه فساد جنسیت‌محور از مصادیق بارز «خشونت جنسیتی» است، اما یاد کردن از آن زیر عنوان صرفا خشونت چندان کارگشا نیست. بدون‌ شک فساد جنسیت‌محور نوع خاصی از خشونت جنسیتی است که فرد قربانی خشونت در موضعی بسیار ضعیف‌تر قرار دارد که احتمال دارد کار خود را از دست دهد. از این رو تاکید ویژه بر این پدیده امکان تمرکز بهتر بر یافتن راهکار مناسب را در اختیار ما قرار می‌دهد. به‌علاوه زمانی که فساد جنسیت‌محور نه صرفا خشونت بلکه نوعی از «فساد» تلقی شود،‌ می‌توان از همان راه‌کارهایی که برای مبارزه با فساد مطرح است،‌ بهره برد. موارد زیر برخی از راهکارهایی است که هم‌زمان برای مبارزه با «فساد» و هم مبارزه با «خشونت» پیشنهاد می‌شود:

تصویب قانون شفاف حمایتی که مانع اِعمال فساد می‌شوند

برخی از سوءاستفاده‌های کارفرمایان به دلیل خلا‌های قانونی است. هم‌چنین در برخی موارد از جمله آزارهای جنسی در محیط کار، قوانین شفافی وجود ندارد. از این رو برای کاهش هر دو آسیب نیاز به تصویب قوانین فسادزدا داریم.

اجتناب از تصویب قوانین فسادزا

باید قوانینی که خود به علت ابهام یا درنظر نگرفتن منافع زنان،‌ بستری را برای بروز فساد فراهم می‌آورند، تغییر کنند. مثلا قوانینی که کنترل پوشش زنان را روا می‌دارند، همزمان فضایی برای اعمال سلیقه کارفرما فراهم می‌کنند و چه بسا زنانی به خاطر سوءاستفاده کارفرما از این قوانین شغل خود را از دست بدهند.

نظارت بر اجرای قانون با افزودن و یا تقویت نهادهای نظارتی

همان‌طور که بیان شد در بسیاری از موسسات و مراکز خصوصی نهاد نظارتی وجود ندارد که بر مکانیزم پرداخت حقوق، بیمه کارکنان، ساعات کاری استاندارد، فضای سالم محیط ادرای و غیره نظارتی داشته باشد. همین باعث شده که فساد جنسیت‌محور اغلب در موسسات خصوصی در مقایسه با دولتی بیشتر صورت گیرد که با توجه به تمایل به خصوصی‌سازی و کاهش جذب نیرو در نهادهای دولتی احتمال افزایش این فساد را بیش از گذشته کرده است.

آگاهی‌سازی از وجود قوانین حمایتی و حقوق افراد در محیط کار

با وجود همه کاستی‌هایی که در قانون و نظارت بر اعمال قانون وجود دارد، قانون کار در بسیاری موارد حامی کارگران و کارکنان است. اما از میان شاغلان و متقاضیان شغلی کمتر کسانی هستند که این قانون و حمایت‌های موجود در آن را بشناسند. به نظر می‌رسد آگاه‌سازی در این موارد، مهم‌ترین گام در جهت مبارزه با فساد جنسیت‌محور است.

ترغیب افراد به عریان‌سازی فسادجنسیت‌محور

یکی از مهم‌ترین وسیله‌های مبارزه با فساد،‌ عیان‌سازی آن است. باید صدای خود را بلند کرد و فاسدان را معرفی نمود. این گام بلندی است که همه افراد ازجمله قربانیان فساد جنسیت‌محور می‌توانند انجام دهند. اگر در محلی مشغول به کار بوده‌ایم که منصفانه حقوق‌مان را پرداخت نکرده‌اند،‌ نه‌تنها باید شکایت کنیم بلکه به سایر کسانی که در آن محیط مشغول به کار هستند یا درخواست کار داده‌اند نیز باید بگوییم تا راه سوءاستفاده از افراد مسدود شود. اگر کارفرمایی ما را به دلیل زن بودنمان مورد آزار جنسی قرار داده و فضای کاری را برای ‌ما ناامن ساخته است،‌ این وظیفه ماست که به سایر زنانی که در آن محیط مشغول به کار هستند،‌ هشدار دهیم. همیشه این قانون نیست که ما را حمایت می‌کند، بسیاری از این موارد در قانون پیش‌بینی نشده است و یا اگر شده اثبات آن دشوار است. ما خود با عریان‌سازی افراد سوءاستفاده‌گر باید از خود حمایت کنیم و راه تکرار بر خطر را ببنیدیم.
تجربه‌ی خود را با دیگران در میان بگذارید

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *